۞ آيا ميشود صرف اين كه مرجع تقليدي آسان ميگيرد مرجع تقليد را عوض كرد (رامین)

پاسخ

خیر تنها باید از اعلم تقلید نمود

۞ با سلام با توجه به این که باید تقلید از اعلم داشت 1:در حال حاضر چه کسی اعلم می باشد 2:چرا نباید همه از یکنفر اعلم تقلید کنیم؟

پاسخ

با توجه به اينكه سوال اول شما يك سوال شخصي است و يكي از راه هاي تشخيص اعلم پرسيدن از اشخاص آگاه و مورد اعتماد است ما تنها نظر چند تن از علما و بزرگان را به شما اعلام مي داريم كه براي ما عالم و آگاه و راي آنها مورد اعتماد ماست ؛ حضرات آيات جوادي آملي، امجد ، سيد محمود ابطهي و بسياري ديگر از علما رايشان بر اين بود كه حضرت آيت الله بهجت در حال حاضر اعلم هستند.

اما در خصوص سوال دوم شما، بايد گفت آري همه بايد از يك نفر اعلم تقليد كنند و پر واضح است كه هركس طبق دستور اسلام بايد اعلم را شناسايي كند به اين صورت كه يا خود فرد توانايي تشخيص اعلم را داشته باشد و يا دو نفر عالم و آگاه كه توانايي تشخيص دارند بگويند به شرطي كه دو نفر ديگر با همين شرايط با آنان مخالفت نكنند و يا اينكه راي اكثريت مردم بر اين باشد كه فلان شخص اعلم است به طوري كه انسان به يقين برسد. كاملا واضح است كه با اين دستور شرع همه بايد يك نفر اعلم را شناسايي كنند و از او تقليد نمايند، اما همانطور كه مي دانيد نظرات و علم افراد مختلف است بنابر اين هركس در مورد اعلم بودن شخص خاصي به يقين مي رسد، و اگر برخي را هم سطح يافت از هر كدام كه احتياطشان بيشتر است بايد تقليد كند.

و اني موضوع دقيقا مثل همان است كه انسان براي درمان بيماري يك متخصص را انتخاب مي كند و اگر به چند متخصص مراجعه كند هرگز بي ماريش خوب نمي شود. و سر در گم مي ماند كه به نسخه ي كدام عمل كند. چرا كه براي رسيدن به يك مقصد راه هاي مختلفي وجود دارد، اما انسان بايد از يك راه برود.

  امام صادق”ع″در۱۳قرن پيش دستورهاي طبي صادرفرموده كه با عقيده دانشمندان فن پزشكي امروز تطبيق مي كند

   امام صادق”ع″در۱۳قرن پيش دستورهاي طبي صادرفرموده كه با عقيده دانشمندان فن پزشكي امروز تطبيق مي كند.

بايد دانست پزشكان امروزدرعصرما آن دستورها را با وسايل مجهز و مدرن علمي كه در اختيار دارند انطباق داده اند.

   حضرت درسخناني خواص برخي از گياهان و ميوه جات مانند سير،پياز،ترب، هويج، بادمجان،كدو،انگور،سيب،انار،به،انجير،خرما،كاهو،كاسني را بيان نموده اند كه باختصار عنوان ميكنيم.

0- سير:در مورد سير فرموده اند كه درد هاي خود را بوسيله سير درمان كنيد.اما با دهان بودار به مسجد نرود.پيامبراكرم”ص”نيز فرموده اند كه سير بخوريد زيراشفادهنده ۷۰

1- بيماري است.

امروزه درنتيجه تحقيقات دانشمندان ثابت شده كه سير براي درمان يا جلوگيري ازبروزبيماري هاي زيادي موثراست. امراضي مانند:ناراحتي هاي زنان هنگام قاعدگي يا پيري زودرس،بواسير،سل ريوي،آنفلوانزا،تنگي نفس،تيرگي رنگ پوست،سوءهاضمه وعفونت روده ها،ديفتري،تيفوئيد،سياه سرفه،التهابهاي معده،زخم معده،نويامزمن،تصفيه مجاري ادراري وحيض،تصفيه كليهاها،ازبين بردن كرمهاي نخ مانندي كه در امعاء كودكان بوجود مي آيد.

باتوجه به اين مطلب معلوم ميشود كه تعليمات حضرت آنهم به طور اختصار ومفيد،چقدر وسيع و عيق ميباشد.

۲-     پياز: حضرت فرموده اند كه پياز بخوريد زيرا پياز۳ خاصيت دارد:الف)لثه هاي شخص را قوي ومحكم مي سازد.ب)دهان را خوشبو ميكند.ج)نيروي جنسي را بيشتر مي كند.همچنين خوردن پياز خستگي را از بدن دور ميكند،اعصاب راقوي ميسازد وميل جنسي راهم زيادتر ميكند وبيماري تب راشفا مي دهد.

دكتر لاكوفسكي فرانسوي كه درباره نباتات و خواص آنها تحقيقات فراواني انجام داده است معتقد است كه:”پياز در مبارزه با بيماريهاي نابود كننده،سرطان حريف بسيارتوانا ونيرومند است.”

۳-     ترب:-پزشكان در خواص اين نبات گفته اند:كه ادرار را زياد مي كند و كليه را شستشو مي دهدواشتها ر برمي انگيزاند،وترشحات معده را منظم مي كند و عمل هضم را آسان ترمي كندو…امام صادق”ع″در دوازده قرن پيش فرمودند:ترب بخوريد،زيرا برگ ترب گازمعده را درهم ميشكند ومغز آن جريان ادرار را زياد ميكندو ريشه اش بلغم را ازبين ميبرد.

۴-     هويج:پزشكان ميگويند اين گياه خواص بسياري دارد ازجمله فسفر نباتي است كه زودجذب مي شود،اما هضمش براي كودكان دشوار است.آب هويج در درمان يرقان اثر بسزائي دارد،اگر آب هويج با عسل مخلوط شودبرقوه باه(قواي جنسي) مي افزايدوبراي معالجه بيماري كبد و امعاء هم مفيد وسودمند است. جالب اينكه امام صادق”ع″در مورد خواص هويج ميفرمايد:هويج در معالجه قولنج،بواسير،موثر است واين گياه قوه باه را هم افزايش داد وكليه ها را گرم مي سازد.

۵-     بادمجان:اطباء اعلام كرده اند كه بادمجان به هر مزاجي سازگار است و معده را تقويت مي كند.امام صادق “ع″ فرمود:بادمجان بخوريد،زيرا اين گياه بدون اينكه به كيسه صفراء زياني برساند زهره را مفيد خواهدبود.وبراي ساير درد ها درمان است بدون اينكه موجب دردي بشود.

۶-     كدو:كدوي تنبل براي سرد كردن مزاج و تردماغي مفيد است.بيماري يرقان را درمان ميكند وتبهائي را كه از گرمي مزاج است برطرف مي سازد.امام صادق”ع″درمورد خواص كدو فرموده اند:كدو نيروي عقلي و حيات مغزي انسان را زياد مي كندو براي درد قولنج هم دواي سودمندي است.ظاهرا به همين دليل هم اطباء به افرادي كه نيمه عمرشان را طي كرده اند و طبعا قواي جسمي و عقلي آنها رو به انحطاط است توصيه مي كنند كه كدو بخورند.

۷-     انگور:امام درباره انگور مي فرمايد:فائده مصرف انگور آنست كه اعصاب را قوت مي بخشد،خستگي را برطرف مي سازد،و به نفس آدمي نشاط مي بخشد.پزشكان نيز ميگويندانگورسه خاصيت دارد:۱- معده را لينت ميدهد(رفع يبوست)۲-خون را صاف مي كند۳-به بدن غذا ميرساند.

۸-     سيب:حضرت در مورد خواص سيب فرمودند كه خوردن سيب باعث فرو نشاندن حرارت داخلي بدن ميشود ومزاج را سرد مي سازد وكسانيكه تب دارند،تبشان را ميبرّد.اگر مردم ميدانستند كه در سيب چه خواصي نهفته است بيماران خود را فقط با سيب معالجه مي كردند،علاوه براين،سيب درقلب آدمي سرور وشادي ايجاد مي كند.

۹-     انار: حضرت فرمودند:به كودكان خود انار بدهيد تا جواني ورشد آنها را تسريع نمائيد.همچنين فرمودند انار را با پيه اش بخوريد تا معده را دباغي كند(ديواره هاي معده را از هرگونه رسوب پاك كند) و روشنائي چشم را هم زياد ميكند.

۱۰- به:درباره به فرمودند كه خوردن به چهره را شاداب مي كند وقلب را آرام نگه مي دارد.كسي كه به را ناشتا بخورد،نطفه اش سالم مي ماند،در نتيجه طفلي كه از او بوجود مي آيد زيبا و با نشاط خواهد بود.همچنين به مايه قوت قلب و روشنائي ضمير است .

۱۱- انجير:در مورد خواص انجير فرمودند كه انجير بوي بد دهان را برطرف مي كندو استخوانهاي بدن را محكم مي سازد،و به پياز موها نيرو مي دهد و دردها را بدون دوا از بين مي برد.

۱۲- خرما:روزي شخصي يك طبق خرما به پيش حضرت صادق”ع″برد و زمانيكه خرما را بر زمين گذاشت حضرت سئوال فرمود:اين چيست؟آن شخص گفت :اين خرما از نوع برني است. فرمود دراين ميوه شفا است.خرما شخص را از خطر سمها نجات مي دهد.ميوه اي است كه هيچ ضرري براي بدن ندارد و هركس موقع خواب از خرماي خشك بخورد كرمهاي شكمش از بين مي روند.محققين عنوان كرده اند كه جاهائي كه با كاشتن خرما سرو كار دارند كمتر كسي به سرطان مبتلا مي شود.بزودي طب در آينده پرده از روي اسرار خرما برخواهد داشت و ارزش اين ميوه را به جهانيان نشان خواهد داد.

۱۳- كاهو:حضرت فرمودند كه از كاهو بيشتر استفاده كنيد كه خون را تصفيه ميكند. اطباي امروز نيزكه آزمايش كرده اند مي گويند:در كاهو مقدار زيادي املاح معدني هست(قسمتهايي كه رو به آفتاب است) نيومان شيميست معروف مي گويد كه كاهو از لحاظ آهن غني است .اين گياه كلبولهاي قرمز خون را زياد ميكند.چهره و لبهاي خورندگان آن را گلگون مي سازد واعصاب را آرام ميكند.خواب آوربوده ودر چشمان برق نشاط مي افروزد. 

۱۴- كاسني:در مورد كاسني فرمودند:كاسني سبزي بسيار مفيدي است.كاسني بخوريد تا خون شما زيادتر گردد،وفرزند زيبائي از شما بوجود بيايد.

اطباي امروز نيز درباره خواص كاسني گفته اندكه اعصاب را قوي ميكند،نورچشم را زياد كرده وقواي از دست رفته بدن را تجديد مي كند.قلب وكبد وكليه را به نشاط مي اندازد و براي رحم هم سودمند است. همچنين به مزاج نيز اعتدال مي بخشد.

بيان حضرت درباره استفاده دارو:

 تاوقتيكه بدن شما مي تواند با نيروي طبيعي خود با مرض مبارزه كند از استعمال دارو پرهيز كنيد.باز هم فرمودند كسي كه سلامتي او به بيماريش غلبه دارد ولي خودسرانه داروهائي مصرف مي كند كه منجر به بيماري و يا مرگش مي شود،سزاوار خشم ونفرين من است.چنين شخصي به نفسش صدمه رسانده است.

حضرت در جاي ديگري هم فرمودند:شستن ظرفها و جارو كردن صحن خانه روزي را افزونتر ميكند.

حقيقت اين است كه علم بشر با همه پيشرفتهايش هنوز نتوانسته به حقايق سخنان امام صادق”ع″ پي ببرد.

منبع:برگرفته از كتاب طب الصادق(باكمي تلخيص)/مرحوم علامه عسكري.


Fatal error

 

7. پرسش و پاسخ

اشاره
در سه شماره گذشته، شش روش تدريس سقراطي، نظام‌مكتبي، توضيحي، سخنراني، اكتشافي و مباحثه، به همراه محاسن و معايب هر يك بيان شد. در اين شماره نيز روش پرسش و پاسخ برگرفته از كتاب كليات روش‌ها و فنون تدريس ترجمه و تأليف امان‌الله صفوي تقديم خوانندگان گرامي مي‌گردد.
معارف اميدوار است در آينده نزديك تجربيات و ديدگاه‌هاي گرانبهاي اساتيد را در اين موضوعات به سلسله مباحث خود اضافه نمايد.
معارف

7. پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ، فني است كه مي‌تواند در كليه روش‌هاي تدريس و فعاليت‌هاي آموزشي به كار رود. به ويژه، هنگامي كه استاد مي‌خواهد دانشجو را به تفكر درباره مفهومي جديد يا بيان مطلبي كه آموخته شده است، تشويق كند. اين فن، ممكن است براي مرور مطالبي كه قبلاً تدريس شده است، مفيد باشد و يا وسيله مناسبي براي ارزشيابي ميزان درك دانشجو از مفاهيم موردنظر باشد.
برخي از فنون پرسش و پاسخ به قرار زير است:
1-7. فرصت سؤال
در جريان فعاليت‌هاي مختلف آموزشي، ممكن است براي دانشجويان سؤال‌هايي مطرح شود كه لازم باشد پاسخ آنها را دريافت دارند. در چنين مواردي بايد زمان معيني، مثلاً 5 تا 20 دقيقه، براي پاسخگويي به سؤال‌هاي دانشجويان در نظر گرفته شود. به دليل اينكه براي سؤال‌هاي دانشجويان فرصتي اختصاص داده مي‌شود، اين فن آموزشي «فرصت سؤال» ناميده‌ مي شود.
نمونه برخي از مواردي كه از فن «فرصت سؤال» استفاده مي‌شود عبارت است از:
- استاد در جريان تدريس، به ويژه هنگامي كه از روش سخنراني استفاده مي‌كند، هرگاه تشخيص داد كه براي دانشجويان سؤال‌هايي مطرح شده است، بايد زمان معيني را براي طرح سؤال‌ها اختصاص‌دهد.
- در مواردي كه براي دانشجويان فيلم آموزشي نشان داده مي‌شود، در آغاز و پايان فيلم بايد فرصتي براي سؤال تعيين شود.
- ممكن است از فرد مطلعي دعوت به عمل آيد تا راجع به موضوعي براي دانشجويان سخنراني كند؛‌ در چنين مواردي هم بايد فرصتي براي سؤال دانشجويان منظور شود.
- در بازديدها و گردش‌هاي علمي نيز استفاده از اين فن ضرورت پيدا مي‌كند.
- هنگام ارزشيابي(امتحان) از دانشجويان و بسياري موارد ديگر مي‌توان از «فرصت سؤال» استفاده كرد.

محاسن فرصت سؤال
1. چنانچه دانشجويان در زمينه درك مفاهيم مورد بحث ابهامي داشته باشند، از طريق «فرصت سؤال» برطرف مي‌شود.
2. با «فرصت سؤال» اين امكان براي دانشجويان فراهم مي‌شود كه معلومات ناكافي و ناقص قبلي خود را تكميل كنند.
3. «فرصت سؤال»، دانشجويان را به كسب اطلاعات بيشتري در زمينه موضوع مورد بحث تشويق مي‌كند.
4. در طي «فرصت سؤال»، دانشجويان از پاسخ‌هايي كه به سؤال‌هاي سايرين داده مي‌شود نيز استفاده مي‌كنند و بر دامنه اطلاعات خود مي‌افزايند.
مهارت فرصت سؤال
1. در مواردي كه فرصتي براي سؤال كردن معين مي‌كنيد، ابتدا زمينه سؤال‌ها و مدت آن را مشخص كنيد. به عنوان مثال، بگوييد: «ده دقيقه فرصت داريد تا سؤال‌هاي خود را در زمينه درس امروز مطرح كنيد.»؛
2. در صورتي كه فردي از خارج دانشگاه براي سخنراني و غيره دعوت مي‌شود، زمينه سؤال و مدت آن را اعلام كنيد؛
3. دانشجويان را به سؤال كردن تشويق كنيد و نشان دهيد كه سؤال هر كس مهم است؛
4. سؤال‌هاي مبهم را توضيح دهيد تا ساير دانشجويان‌ منظور سؤال‌كننده را درك كنند؛
5. در صورت لزوم مي‌توانيد از دانشجويان بخواهيد كه سؤال‌هاي خود را روي كاغذ بنويسند. پس از جمع‌آوري سؤال‌ها، آنها را با صداي بلند بخوانيد و با ذكر نام سؤال‌كننده، پاسخ دهيد.
2-7. پرسش‌هاي پيگير
پرسش‌هاي پيگير، توسط استاد به شكلي منظم و پي در پي و بلافاصله پس از نخستين پاسخ دانشجو، مطرح مي‌شوند. هدف از پرسش‌هاي پيگير، راهنمايي دانشجو براي رسيدن به پاسخ مورد نظر است. در حقيقت، با اينگونه سؤال‌ها استاد ذهن دانشجو را تحريك مي‌كند. در نتيجه، توجه دانشجو به پاسخ‌هاي خود بيشتر مي‌شود و با تمركز حواس و تفكر بيشتر مسئله را مورد بررسي قرار داده و پاسخ‌‌هايي را كه ناشي از تفكر عميق‌تر و پخته‌تر است، ادامه مي‌دهد. استفاده از اين فن، سبب مي‌شود كه شاگرد به تدريج به سطوح بالاتر يادگيري برسد. پرسش‌هاي پيگير، شاگرد را ياري مي‌دهد تا پرسش‌هاي خود را روشن‌تر، صحيح‌تر، دقيق‌تر و عميق‌تر بيان كند. اين فن به روش سقراط شباهت دارد.
3-7. مهارت پرسش
بايد توجه داشت كه خوب سؤال كردن، به خوب درس دادن كمك بسزايي مي‌كند. معلم با اين فن مي‌تواند دانشجو را به يادگيري مؤثر راهنمايي كند. با استفاده از نكات و رهنمودهاي زير، مهارت خود را در پرسش كردن تقويت كنيد.

انواع پرسش
پرسش‌ها را با توجه به منظور استاد و محتوايي كه دارند، مي‌توان به شرح زير تقسيم‌بندي كرد:
1. يادآوري و بازشناسي‌هايي كه فقط معلومات حفظي را مي‌سنجد؛ مثال: اسامي براهن اثبات واجب الوجود كدام است؟
2. مقايسه‌اي؛ مثال: تفاوت ديدگاه‌هاي وظيفه‌گرا و غايت‌گرا در فلسفه اخلاق چيست؟
3. انتخابي؛ مثال: ميان تدريس يا فعاليت‌هاي پژوهشي كداميك را ترجيح مي‌دهيد؟
4. علت و معلولي؛ مثال: چرا بداء حاصل مي‌شود؟
5. توضيحي؛ مثال: برهان سينوي چگونه به اثبات واجب الوجود مي‌انجامد؟
6. سؤال براي خلاصه كردن؛ مثال: آيا مي‌توانيد تأثير رهبري كاريزماتيك در پيروزي انقلاب‌ها را در چند جمله خلاصه كنيد؟
7. سؤال براي ذكر مثال؛ مثال: براي موضوعي كه گفتيد مي‌توانيد مثالي بزنيد؟
8. تجزيه‌اي؛ مثال: آيا مي‌توانيد خصوصيات انسان مدرن را ذكر كنيد؟
9. سؤال براي طبقه‌بندي. نظرات نيكي كدي در كدام دسته از نظريه‌هاي انقلاب قرار مي‌گيرد؟
10. سؤال براي نتيجه‌گيري؛ مثال: از نامه حضرت امير(ع) به مالك اشتر چه نتيجه‌اي مي‌گيريد؟
طرز سؤال
هنگام طرح سؤال به نكات زير توجه داشته باشيد:
1. سؤال بايد روشن و واضح باشد و اصطلاحات و مطالب نامأنوس نداشته باشد تا دانشجو معني ديگري از آن برداشت نكند؛
2. سؤال نبايد طوري طرح شود كه جواب آن فقط بله و يا خير و يا يك جمله كوتاه باشد؛ زيرا همانطور كه گفته شد، سؤال بايد دانشجو را به تفكر وا دارد؛
3. سؤال بايد منظور مشخصي را تعقيب كند و هدفدار باشد؛
4. سؤال بايد حتي‌الامكان مختصر باشد و با سن، استعداد و پايه تحصيلي دانشجو تناسب داشته باشد؛
5. سؤال نبايد فقط حافظه و معلومات حفظي را بسنجد؛
6. سؤال نبايد جوابي را بخواهد كه عين جملات كتاب باشد زيرا اين‌گونه سؤال‌ها دانشجو را به يادگيري طوطي‌وار ترغيب مي‌كند؛
7. جمله‌اي كه براي سؤال به كار مي‌رود، حاوي چند سؤال نباشد؛ بلكه فقط يك سؤال را مطرح كند؛
8. بايد وقت كافي به دانشجو داده شود تا بتواند فكر كند و جواب بدهد؛
9. سؤال نبايد جواب را هم در بر داشته باشد؛
10. حتي الامكان بايد سعي شود تا همه دانشجويان در پاسخگويي به سؤال‌ها شركت كنند و سؤال و جواب فقط به عده خاصي اختصاص نيابد.

 

۞ چرا زنان باید در حال نماز بدن خود را بپوشانند، در صورتی که خداوند از آشکار و نهان هر موجودی آگاه ا


 1 ۞ چرا زنان باید در حال نماز بدن خود را بپوشانند، در صورتی که خداوند از آشکار و نهان هر موجودی آگاه است؟ پاسخ شکی نیست که خداوند از همه چیز در همه حال با خبر است و پوشیده و پنهان برای او فرقی ندارد، با بندگان خود نیز نامحرم نیست، ولی انسان در حال عبادت خود را در حضور خدا می بیند و با او سخن می گوید و به راز و نیاز با او بر می خیزد، در چنین حالی باید مناسبترین لباس را در حضور او بپوشد و روشن است که مناسب ترین لباس لباسی است که بهترین و زیبا ترین خاصیت های وجودی هر کس را آشکار کند و واضح است که مناسب ترین لباس برای زن همان لباس کامل است _ یعنی لباسی که نشانه ی عفّت و پاکدامنی اوست و بهترین حالات او را منعکس می سازد_ تنها چنین لباسی شایسته ی حال عبادت می باشد. حتی در مورد مردان نه تنها با بدن عریان نماز خواندن باطل است و دور از روح خضوع و احترام به ساحت مقدّس پروردگار است، بلکه بهتر این است که علاوه بر پوشش مقدار واجب ، با لباسی نماز بخواند که نشانه ی نهایت احترام باشد.   سوال 2 ۞  آیا نزدیکی با همسر در شبهای شهادت ائمه گناه دارد ؟ (رضا) پاسخ خیر ، ولی بهتر است در این شبها ، از لهو و لعب بدور باشیم و به عبادت و سوگواری بپردازیم ، و اگر خوف به گناه افتادن وجود دارد به نزدیکی بپردازیم و حواسمان باشد تا این کار به صورت شادی کردن در نیاید و این مصیبت را فراموش نکنیم   سوال 3 ۞ سلام من متاهل هستم می خواستم بدونم خانمی که ازدواج نکرده ولی باکره هم نیست چه حکمی داردآیا می شود عقد موقت کرد یا نه؟ (علی) پاسخ بله ، ازدواج موقت (صیغه) چه با دختر باکره و چه با غیر باکره حلال است و ربطی به سابقه ی ازدواج وی ندارد ، تنها شرطش این است که در عدّه ی مرد دیگری نباشد __ یعنی به مدت دو بار پاک شدن از حیض از نزدیکیش با مردی دیگر گذشته باشد. و در وجوب اذن پدر برای عقد موقت دختر باکره در فتاوای مراجع اختلاف است ولی اکثر مراجع در وجوب وجود اذن پدر احتیاط واجب کرده اند و 2 تن از مراجع گفته اند نیازی به اذن پدر وجود ندارد از جمله حضرت آیت الله بهجت ؛"اذن پدر شرط کمال است نه شرط صحت و بدون آن نیز عقد صحیح است ولی کار حرامی صورت گرفته است. (تفسیر جامع المسائل جلد 4 صفحه 3) بنابر این در رجوع به اعلم بعدی طبق فتاوای علمای عظام برای صحیح بودن عقد موقت دختر باکره نیازی به اذن ولی نیست.   سوال 4 ۞ آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟ (رضا) پاسخ خیر، از نظر تعلیمات اسلام هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند بلکه حتی گاهی اوقات وسیله ی نادرست هدف درست را مخدوش کرده و نتیجه ی آن را برعکس جلوه می دهد، به طور مثال کسی که از راه دزدی به فقرا کمک می کند را در نظر بگیرید؛ با اینکه کمک به فقرا امر خدا پسندانه ایست و بسیار به آن سفارش شده اما اینکار علاوه بر آنکه اجر و مزدی ندارد بلکه حرام است و مجازات دزدی او نیز باید اعمال شود، تنها در موارد خاصی است که فرد مجاز به اینکار می باشد، مثل گرفتن حق مظلوم از ظالم، و یا گرفتن حق مسلمان از دشمن کافر که به این موارد دزدی اتلاق نمی شود. از نظر اخلاقی این کار غیر قابل توجیه بوده و مسائل بسیار ریز و مشکل سازی را در پی خواهد داشت، پس به جز در مواردی خاص ـــ که هدف آنقدر بزرگ و ارزشمند است و تنها راه رسیدن به آن هدف وسیله ایست که غلط و غیر اخلاقی است اما در نهایت با رسیدن به آن هدف آسیب ناشی از آن وسیله ی غلط به کلی از بین می رد. هدف وسیله را توجیه نمی کند. به طور مثال دروغ گفتن برای آشتی دادن دو مؤمن نه تنها حرام نیست بلکه جایز است.  مثلاً در نزد یکی از قول دیگری به دروغ معذرت خواهی کردن و یا حرف های مسالمت آمیز زدن و در نزد دیگری نیز به دروغ از قول شخص دیگر حرف های مسالمت آمیز زدن به طوری که دو فرد با یکدیگر آشتی کنند.       سوال 5 ۞ کسی که به دلیل ریزش مو در دوران حاملگی ابروهایش را تاتو کرده آیا برای گرفتن وضو و غسل با اشکال مواجه می شود؟ پاسخ اگر مواد استفاده شده جزء پوست شود خير، اشكالي ندارد.     سوال 6 ۞ آیا آبی که از جلو دختران در هنگام شهوت مانند دیدن فیلم های مستحجن و یا سکسی خارج می شود پاک است یا نه ؟ آیا نیاز به غسل دارد یا خیر ؟ پاسخ اگر يكي از دو علامت زير را داشته باشد نيازمند غسل است: 1- با اوج لذت جنسي باشد 2- پس از خارج شدن يدن سست شود (امام (ره)؛ بلكه اگر فقط با شهوت باشد در حكم مني است و لازم نيست يدن سست شود) (مظاهري؛ آنچه كه مسلم است خروج مني از زن بسيار نادر است و آنچه در موقع شهوت از او بيرون مي آيد ترشحاتي بيش نيست وغسل واجب نمي شود.) (نوري همداني؛ اگر با شهوت باشد و بدن سست شود مني است و غسل دارد) (مكارم؛ غالباً بعد از بيرون آمدن مني بدن سست مي شود. ولي اين موضوع شرايط قطعي نيست)(بهجت: همان شرایطی که برای مرد است برای زن نیز وجود دارد) * در نوع تحريك جنسي فرقي ميان انواع آن نيست كه با دست باشد و يا با ديدن يا شنيدن يا فكر كردن باشد.     سوال 7 ۞ اگر شخص روزه دار عمل جماع یا استمنا را انجام دهد در حالی که شک کرده ایا منی از او خارج شده است یا نه ؟ حکم روزه او چیست و برای قضای آن باید چه کند . پاسخ جماع روزه ی جماع کننده و جماع شونده را باطل می کند اگرچه به مقدار ختنه گاه باشد و منی هم بیرون نیاید. و اعم از جلو و یا عقب باشد. و باید قضاء روزه ی خود را به جا آورد و کفاره نیز بدهد یعنی یا یک برده آزاد کند و یا دوماه که 31 روز آن پشت سر هم باشد روزهبگیرد و یا شصت فقیر را سیر کند و یا به هرکدام یک مُد که تقریبا ً 750 گرم است طعام یعنی گندم یا جو یا مثل آن بدهد و دادن پول آن کافی نیست. و چنانچه اینها برایش ممکن نباشد هر چند مُد که می تواند به فقرا طعام دهد و اگر نتواند باید استغفار کند، اگر چه مثلا ً یکبار بگوید استغفرالله و هر وقت بتواند باید بدهد. - اگر روزه دار استمناء کند یعنی منی از خود خارج کند روزه اش باطل می شود. و باید قضا کند و کفاره ی جمع بر گردن اوست یعنی باید تمام موارد کفاره را عمل کند و اگر نمی تواند همه را عمل کند به هر کدام که می تواند عمل کند یعنی اگر یه هر سه نمی تواند به دو مورد و اگر نمی تواند به یک مورد عمل کند. - اگر به قصد بیرون آمدن منی استمناء کند و منی از او خارج نشود: (امام خمینی(ره)؛ روزه اش باطل نمی شود)، (صافی؛ باطل می شود و اگر منی بیایدباید علاوه بر قضا کفاره نیز بدهد و نیز در بقیه ی روز باید از آنچه روزه را باطل می کند خود داری کند) ، (سیستانی؛ اگر دوباره نیت روزه نکند روزه اش باطل است و اگر نیت روزه کند باید روزه را تمام کند و قضا هم نماید) ، (تبریزی؛ باید روزه را تمام کند و قضا هم بنماید) ، (مکارم و نوری همدانی ؛ روزه اش باطل می شود و باید قضا کند) - اگر روزه دار بدون قصد بیرون آمدن منی باکسی بازی و شوخی کند در صورتی که عادت نداشته باشد که بعد از بازی و شوخی منی از او خارج اگرچه اتفاقا ً منی خارج شود روزه ی او صحیح است ولی اگر شوخی را ادامه دهد تا جایی که نزدیک است منی از او خارج شود و خود داری نکند تا خارج شود روزه اش باطل است و باید قضا کند، و کفاره دارد. - علائم منی در مرد سالم: 1- همراه با شهوت باشد 2- با جستن باشد 3- بعد از بیرون آمدن آن بدن سست شود. اگر تمام این موارد را داشته باشد منی است و اگر برخی را نداشته باشد منی نیست و غسل ندارد.     سوال 8 ۞ تیمم با خاک موجود درزیر فرش جایز است یا نه ؟ پاسخ ) اگر در زیر فرش خاک باشد صحیح است، و اگر خاک در دست رس نباشد و کلوخ و سنگ و ریگ هم پیدا نشود می توان با غبار روی فرش و یا زیر فرش تیمم کرد اما اگر غبار درون فرش باشد باید ابتدا با دست بر فرش زده تا غبار آن بر رویش بنشیند     سوال 9 ۞ اگر شخص در ماه مبارک به جای غسل واجبی که بر عهده اوست تیمم کند. دراین صورت ایا روزه او قابل قبول خواهد بود در حالی اب در اختیار اوست اما اطرافیان به نحوی مانع میشوند؟ پاسخ اگر آب دارد و می تواند غسل کند و وقت دارد باید غسل کند امّا اگر کسانی مانع او شدند به طوری که نتواند غسل کند ویا برای او خطر جانی و یا مالی داشته باشد و یا بترسد که داشته باشد می تواند تیمم کند، و در اولین فرصت غسل کند. ولی اگر از ترس آبروی خود و یا چیز دیگر که خطر جانی یا مالی ندارد غسل نکند روزه ی او باطل است. ولی اگر بداند که قبل از داخل شدن در وقت می تواند غسل کند باید صبر کند و غسل نماید.  اما اگر دچار یک حیای کاذب است و به اشتباه فکر می کند که غسل کردن باعث بی آبرویی و یا تمسخر وی می شود، می تواند غسل را آنقدر به تعویق اندازد که دیگر فرصتی برای غسل کردن نباشد ، در این صورت باید تیمم کند ، اما در هر صورت اینکه عمداً غسل را به تعویق اندازد تا تیمم کند خود کار حرامی است ولی اگر قرار است غسل نکند و روزه اش باطل شود این کار بهتر است.   سوال 10 ۞ چگونه می توانیم فهمید استغفار ما مورد قبول حق تعالی قرار گرفته است . با نهایت سپاس و تشکر از شما می خواهم به سوالاتم جواب دهید ؟ پاسخ خداوند غفار الذنوب است و همین که پشیمانی قلبی باشد و نیت ترک عمل حرام را به طور قطعی داشته باشد انشاءالله خداوند بخشیده است.       سوال 11 ۞ دختره باکره و رشیده که پدرش فوت کرده آیا برای ازدواج موقت باید از کسی اجازه بگیرد؟ (مرجع تقليد : آيت الله بهجت) پاسخ طبق نظر حضرت آيت الله بهجت اگر پدر فوت كرده و جد پدري هم ندارد احتياج به اجازه و اذن نيست ولي اگر جد پدري دارد به احتياط واجب تكليفا ً بايد اذن بگيرد، یعنی اگر می خواهد به تکلیف خود عمل کند باید اذن بگیرد و اگر اذن نگیر و ازدواج کند کار حرامی انجام داده اما عقدش صحیح است و در ازدواجش خللی نیست.    سوال 12 ۞ من معلم هستم متاسفانه دراغلب مدارس خصوصاَ درمناطق کوچک ودورافتاده رسم شده که معلمان به دانش آموزان بدون حساب وکتاب نمره می دهندبه عنوان مثال نمره مستمری که مثلا حق دانش آموز 6 یا 7 است 13 یا بالاتر داده می شود خواستم بدانم که اولا ازنظرشرع اسلام چه حکمی دارد وثانیا آیا این کمک به دانش آموز است یا خیر یعنی آیا درنمره دادن باید سخت گرفت وحق راداد یا ارفاق هم لازم است وچقدر؟ ضمنا مرجع تقلید من حضرت آیت الله العظمی بهجت می باشند باتشکر پاسخ در تمامي چنين مواردي اگر لازمه ي اين كار (نمره دادن ) پايمال كردن حقوق ديگران است از نظر شرعي جايز نمي باشد. امّا اين موارد اكثراً تشخيصي است به طوري كه گاهي دانش آموزي درس خوانده است و درس را بلد است و معلّم نيز بر احوال او آگاه است امّا در امتحان نتوانسته نمره ي لازم را بياورد در اينجا مشخص است كه حق او قبولي است، و گاهي پيش مي آيد كه معلم آگاه است كه اگر فلان دانش آموز نمره ي قبولي نياورد مشكل حادي برايش پيش مي آيد مثلاً از كار اخراجش مي كنند و خانواده اي كه تحت كفالت او هستند گرسنه مي مانند و از اين قبيل در اين شرايط اگر معلم آگاه است كه دانش آموز تلاش خود را خواهد كرد و جبران اين نمره ي ضعيف را مي كند خوب است كه به او كمك كند. امّا اگر معلم بداند كه با نمره دادن به دانش آموزي كه قبول نشده است باعث مي شود كه او مدركي بگيرد كه حقش نبوده و يا علم لازم آن مدرك را ندارد و در آينده در كار و امور اجتماعي خيانتي صورت دهد نبايد چنين نمره اي به او بدهد. در هر صورت اين موارد تشخيصي است و ما مكلّف به وظيفه هستيم نه نتيجه ، اگر دانش آموزي نمره نياورد و رد شود و ترك تحصيل كند و خلافكار شود خود او مسئول است نه معلّمي كه وظيفه اش را به نحو احسن انجام داده و تمام شرايط را در نظر گرفته و نمره اي كه حق او بوده با توجه به رفتار ها و تلاش هاي مشاهده شده از او در طول سال به او داده است. سوال 13 ۞ چند سوال شرعي... (طبق فتاواي ايت الله اراكي(ره) ) 1- شك در تعداد ركعات نمازهاي دوركعتي و سه ركعتي نماز را باطل ميكند. ايا شكهاي ديگر هم در اين نمازها باعث ابطال اين نمازها ميشود ياقاعده انها مثل ديگر شكها در باقي نمازها است؟ 2-در نمازهاي ظهر وعصر كه بايد ارام خوانده شوند ايا تكبيرة الاحرام ابتداي اين نمازها هم بايد ارام گفته شود ويا نه وكلا بفرماييد كه دقيقا حكم تكبيرةالاحرام درهمه نمازها چيست؟ 3- از كسي شنيدم كه ساليانه چند نماز ايات برانسان واجب است البته به غير از نمازهاي اياتي كه متوجه وقوع ان ميشويم درست است؟ 4-اگر بعد از وضو يا غسل جنابت زخمي در بدن بوجود ايد. ويا اينكه اززخمي كه قبلا بوده خوني بيايد تكليف وضو چيست؟ واگر وضو باطل نمي شود ايا تا بند نيامدن ان خون ميشود نماز خواند يانه؟ 5- درخواندن نماز ايات ايا ميشود بعد از حمد يك سوره را به جاي انكه 5قسمت كنيم ودرخلال ان 5 بار به ركوع رويم بعد از حمد يك سوره را 5باربخوانيم وبعد از هر بار خواندن به ركوع رويم ؟ 6- اگر يك بار تسبيحات را در ركعت 3و4 بگوييم كافي است يا نه ؟و اينكه گفته اند بايد در تنگي وقت يك بار بگوييم . اگر بيشتر بگوييم يعني ازنظر اقاي اراكي نماز مشكل پيدا ميكند يانه؟ 7- بر طبق فتواي افاي اراكي اگر شك كنيم ايه يا كلمه اي را درست گفته ايم بايد دوباره بگوييم اگر از ان ايه يا كلمه نگذشته باشيم . 1- سوال اول اينكه اگر شك كنيم ودوباره نگوييم تكليف نماز چه ميشود؟ 2- اگر مثلا درگفتن صمد _ ا... صمد شك كنيم مي توانيم كلش را بگوييم يا نه فقط بايد صمد را دوباره بگوييم ؟ ( البته ميدانيد كه اين دقت از ان جهت است كه در نماز كلمه اي زياد يا كم نبايد بشود) پاسخ ج 1)خير قاعده ي آنها مثل ديگر نماز ها است. ج 2) خير نيازي نيست آرام خوانده شود و حكم تكبيرة الاحرام اين است كه خود نماز گذار آن را بشنود چه آرام بگويد چه بلند فرقي نمي كند. ج 3) خير صحيح نيست. ج 4) وضو صحيح است. بله تا بند نيامدن آن خون مي شود نماز خواند. ج 5) بله اگر منظور به ركوع رفتن بعد از هر يك بار خواندن حمد و سوره است، صحيح است. ولی اگر حمد را نخواند و فقط سوره را ۵ بار بخواند غلط است. ج 6) بله كافي است. در اينكه ترك كار واجب (يك بار گفتن ذكر در تنگي وقت) بالكل حرام است شكي نيست امّا در اينكه اين عمل مبطل نماز است سخني به ميان نيامده و مقلّدين ايت الله اراكي (ره) مي توانند طبق دستور بقاي تقليد بر مجتهد ميت كه در رساله آمده به مجتهد اعلم بعد از ايشان رجوع كرده و در اين مسئله از ايشان تقليد كنند. ج 7) 1- اگر شك كنيد و از محل نگذشته باشد (مشغول ركن يا آيه ي بعدي نشده باشد) بجا مي آورد، و اگر بجا نياورد نماز باطل است. 2- اين مسئله در استفتائات آيت الله اراكي (ره) يافت نشد، مقلدين ايشان مي توانند در اين مورد طبق دستور بقاي تقليد بر مجتهد ميت كه در رساله آمده است از مجتهد اعلم بعدي تقليد كنند. سوال 14 ۞ چرا بازی شطرنج حرام است؟ پاسخ در میان علمای ما معروف است که بازی کردن با آلات قمار بطور کلّی – اگر چه بدون شرط بندی باشد – حرام است و ممکن است فلسفه ی این موضوع آن باشد که سر و کار داشتن با این آلات – خواه ناخواه – انسان را به قمار می کشاند و مخصوصاً در باره ی بازی شطرنج اخبار متعدّدی از امامان (ع) به ما رسیده است که استعمال آلات این بازی – به هر عنوان – ممنوع است و عنوان ((ورزش فکری )) به این بازی دادن در حکم مزبور تاثیری نمی گذارد؛ زیرا ممکن است سایر انواع قمار را نیز تحت این عنوان و به این نام انجام داد؛ چون در خیلی از انواع قمار از جمله بازی با ورق ، این فعالیت فکر وجود دارد، ولی مفاسد آنها جای انکار ندارد. خلاصه این که: شطرنج یک نوع قمار است و از آغاز به همین عنوان اختراع گردیده، منتها قمارها دو نوعند، گاهی نیازمند به تفکر نیستند و تنها از تصادف در آنهااستفاده می شود در حالی که در بعضی دیگر فکر لازم است که شطرنج یکی از آنها ست. اسناد و مدارک اسلامی در باره ی حرمت بازی شطرنج ، جای شکّ و تردید در حرمت آن باقی نمی گذارد، ولی عدّه ای از مردم هستند که تا از آن طرف دیوار (غرب) مطلبی نشنوند به دلشان نمی نشیند، لذا اخیراًدر نوشته های یکی از فضلای معاصر ، مطلبی در این باره دیدیم که لازم می دانیم در اینجا بیاوریم شاید از شیوع این بازی که متأسّفانه در گوشه و کنار کشور به چشم می خورد و به عنوان این که بازی شطرنج نیروی فکر را افزایش میدهد ترویج می شود، جلوگیری گردد. این مطلب از کارشناس معروف شطرنج جهان ((شانتال شوده دوسیلان)) فرانسوی است که در باره ی وی گفته شده است: ((کسی جز شانتال نمی تواند عنوان قهرمانی شطرنج جهان را به دست آورد)) و مطبوعات جهان مخصوصاً مطبوعات ورزشی شوروی ، قدرت او را ستوده و برتری او را بر سایر حریفان ستایش کردند. اینک مطلب را از نوشته ی خود او بخوانید: (( همین قدر کافی است برای اثبات اینکه شطرنج ورزشی بسیار خسته کننده است ، که پس از انتهای حرکت چهلم ، اگر نتیجه به دست نیامد بازی به تعویق می افتد چنان که در ((ریک یاویک)) اتفاق افتاد و حساب کرده اند جمع ترکیبات احتمالی چهار حرکت اوّل 318976584000 و در ده حرکت اوّل 169518829100544000000000000000 می باشد.)) وی سپس به قهرمانان شطرنج که ممکن است استعدادشان در هر مورد دیگری از حدّ متوسط پایین تر باشد اشاره کرده ، می گوید: (( می خواستم همین را بگویم که خطر واقعی شطرنج است زیرا پرداختن به شطرنج سایر منابع ذهنی را از کار می اندازد و دیگر فعالیت های ذهنی ، بیهوده و پوچ می شود. شطرنج می تواند به مفهوم لغت، اختلال حواس ایجاد کند ...)). بعد شنتال نظر ((الخین)) قهرمان نابغه را تکرار می کند که همیشه می گفت: (( برای برنده شدن باید از حریف خود متنفّر شد...! )) و این یک زیان غیر قابل انکار اخلاقی به اضافه ی زیانهای دیگر است. با ید توجه داشت که شطرنج یک نوع قمار است و اینجاست که می فهمیم چرا اسلام قمار را بطور کلّی – حتی در صورتی که برد و باخت هم در کار نباشد – تحریم کرده است؛ زیرا هیچ نوع قماری در واقع بدون برد و باخت نیست ، چیزی که هست در مواردی که پول در میان نباشد این برد و باخت در فکر است ، در وجود است و اخلاق! ضربه های اخلاقی اگر یاد خدا از زندگی حذف شود و مهر و عشق الهی یعنی ایمان از وجود بشر حذف گردد، چه می ماند؟ موجودی با یک سلسله احساسات خشن و وحشی، بشری نا آرام، مضطرب ، خائف ، محزون و نا امید. به اتّفاق همه ی دانشمندان علم اخلاق ، رمز خوشبختی و سعادت حقیقی بشر در تعدیل احساساتش نهفته است که از آن به عدالت تعبیر می شود و آن به معنای واقعی کلمه در منطبق کردن مسیر زندگی با راه خدا که صراط مستقیم است خلاصه می شود؛ زیرا روح آرامش و اطمینان آنجاست. در حدیثی که از ÷یشوایان ما نقل شده ، به این نکته ی لطیف اشاره شده که : ((الانسان ُ هوَ المَرءُ المُؤمِن؛ انسان واقعی همان فردی است که ایمان داشته باشد)). قمار از جمله وسایلی است که به وسیله ی آن بشر از یاد خدا محروم و از ایمان و بندگی بازداشته می شود. امیرمؤمنان (ع) گروهی را دید که بهبازی شطرنج اشتغال دارند ، جمله ای به آنها گفت که ابراهیم بت شکن می گفت: (( این مجسمه های بی روح و بتهای بی اثر چیست که خود را به آنها مشغول کرده اید؟ )) روایات متعدّدی در تحریم بازی شطرنج و خرید و فروش وسایل آن حتی تعلیم دادن آن در منابع اسلامی وارد شده است. ولی اگر روزی فرارسد که شطرنج در عرف عام ازصورت قمار بیرون آید و به عنوان یک ورزش شناخته شود ، حکم آن تغییر خواهد یافت. که البته فتاوای مراجع تقلید مختلف است. سوال 15 ۞ با سلام با توجه به این که باید تقلید از اعلم داشت 1:در حال حاضر چه کسی اعلم می باشد 2:چرا نباید همه از یکنفر اعلم تقلید کنیم؟ پاسخ با توجه به اينكه سوال اول شما يك سوال شخصي است و يكي از راه هاي تشخيص اعلم پرسيدن از اشخاص آگاه و مورد اعتماد است ما تنها نظر چند تن از علما و بزرگان را به شما اعلام مي داريم كه براي ما عالم و آگاه و راي آنها مورد اعتماد ماست ؛ حضرات آيات جوادي آملي، امجد ، سيد محمود ابطهي و بسياري ديگر از علما رايشان بر اين بود كه حضرت آيت الله بهجت در حال حاضر اعلم هستند. اما در خصوص سوال دوم شما، بايد گفت آري همه بايد از يك نفر اعلم تقليد كنند و پر واضح است كه هركس طبق دستور اسلام بايد اعلم را شناسايي كند به اين صورت كه يا خود فرد توانايي تشخيص اعلم را داشته باشد و يا دو نفر عالم و آگاه كه توانايي تشخيص دارند بگويند به شرطي كه دو نفر ديگر با همين شرايط با آنان مخالفت نكنند و يا اينكه راي اكثريت مردم بر اين باشد كه فلان شخص اعلم است به طوري كه انسان به يقين برسد. كاملا واضح است كه با اين دستور شرع همه بايد يك نفر اعلم را شناسايي كنند و از او تقليد نمايند، اما همانطور كه مي دانيد نظرات و علم افراد مختلف است بنابر اين هركس در مورد اعلم بودن شخص خاصي به يقين مي رسد، و اگر برخي را هم سطح يافت از هر كدام كه احتياطشان بيشتر است بايد تقليد كند. و اني موضوع دقيقا مثل همان است كه انسان براي درمان بيماري يك متخصص را انتخاب مي كند و اگر به چند متخصص مراجعه كند هرگز بي ماريش خوب نمي شود. و سر در گم مي ماند كه به نسخه ي كدام عمل كند. چرا كه براي رسيدن به يك مقصد راه هاي مختلفي وجود دارد، اما انسان بايد از يك راه برود. سوال 16 ۞ چند سوال در مورد وضو؛ الف) شك در درست بودن وضو پس ازاتمام وضو ب) ويا درحين وضو حكمش چيست ؟ ج) آيا بلند كردن پا وقراردادن آن بروي پله وچيزي بلندي از اين دست براي كشيدن مسج پا وضو را دچار اشكال ميكند ؟ د ) يا اينكه نه مشكلي نيست فقط نبايد پا درهنگام مسح تكان بخورد؟حتي اگر پا را در هوا نگه داريم ومسح بكشيم؟ (علي رضا) پاسخ الف) اعتنا نمي كند. ب) آنچه شك دارد دوباره انجام مي دهد. ج) خير. د) آري ، فقط نبايد پا در هنگام مسح تكان بخورد. سوال 17 ۞ چند سوال در مورد نماز؛ الف) گاهي اوقات پيش مي آيد كه درهنگام نماز چند سرفه ويا عطسه پشت سر هم پيش مي آيد آيا دراين صورت ( صورت نماز) به هم نمي خورد؟(ملاك چيست) ووقتي كه بين اداي كلمات پيش مي آيد(مثلا فقط يك سرفه) مثلا قل هوالله احد رانصفش را مي گوييم ونصف ديگرش مي ماند بايد دوباره كلش را بگوييم يا اداي همان قسمت نگفته كفايت مبكند؟ (وكلا ملاك تشخيص دراينگونه موارد چيست)؟  ب) درسلام نماز آيا درجمله اول يعني السلام عليك ايهانبي ورحمه الله وبركاه دركلمه النبي برروي ن وي ( النبي) هر دو تشديد دارد يا نه فقط يكي از اين دو و آن كدام است ؟ ج) خواندن يك بار تسبيحات در ركعتهاي 3و 4 كفايت ميكند اما اگربه قصد 3باز تسبيجات راشروع به خواندن كنيم و پس از اتمام ان شك كنيم كه كمتز از 3باز خوانده ايم تكليف چيست ؟و اگر درحال رفتن به ركوع يقين كنيم كمتر خوانده ايم تكليف چيست؟ (علي رضا) پاسخ الف ) خير صورت نماز به هم نمي خورد. ملاك فعل كثير حساب شدن است به طوري كه صورت نماز به هم بخورد و هركس ببيند بگويد شخص مذكور نماز نمي خواند.و گفتن قسمت نگفته كفايت مي كتد ، ملاك اين است كه هرجا را نگفته بايد بگويد و هر جا را گفته كفايت مي كند . ب) هر دو حرف ، تشديد دارد. ج) همان مقدار كه شك كرديم را دوباره مي گوييم ، مثلاً شك كرديم كه 3 بار گفتيم يا دو بار، پس يك بار ديگر هم مي گوييم. و اگر به حدّ ركوع نرسيم برميگرديم.   سوال 18 ۞ آلات موسیقی در عزاداریها مانند طبل سنج و شیپور چه حکمی دارد؟ (سعید)(مرجع تقلید: مقام معظم رهبری) پاسخ طبل و سنج و شیپور و امثال آن در عزاداری ها اگر عرف، آن را قبیح نداند اشکالی ندارد.   سوال 19 ۞اگر لباس آدم نجس بشه و بخواهیم آن لباس را که نجاست رویش هست بشوییم آیا دست زدن به نجاست بدن را نجس میکنه؟(سعید) پاسخ اگر چیز پاک به نجس برسد و هردو یا یکی از آنها به طوری تر باشد که تری یکی به دیگری برسد ، چیز پاک نجس می شود،و تفاوتی بین بدن و اشیاء دیگر وجود ندارد.و اگر تری به قدری کم باشد که به دیگری نرسد ، چیزی که پاک بوده نجس نمی شود. و در این مورد باید هم زمان با شستن لباس نجس دست خود را هم بشوید. سوال ۲۰ ۞ خوردن شیر همسر چه حکمی دارد؟(رحیم) پاسخ خوردن شیر همسر جائز نیست (حرام است) سوال ۲۱ ۞ آيا ميشود صرف اين كه مرجع تقليدي آسان ميگيرد مرجع تقليد را عوض كرد (رامین) پاسخ خیر تنها باید از اعلم تقلید نمود سوال ۲۲ ۞ آیا منی که خارج می شود همه جای شلوار را نجس می کند یا فقط قسمتی که به آن خورده؟(حاتم) پاسخ اگر لباس یا شلوار خشک باشد تنها آن قسمتی را که به نجاست آغشته شده یعنی بو، رنگ ، یا مزه ی نجاست را به خود گرفته نجس می کند و برای پاک کردن آن لازم نیست تمام لباس را بشوییم. سوال ۲۳ ۞در تسبیحات اربعه گفتن یک بار ذکر آن کافی است؟(نسترن) پاسخ بله کافی است >سوال ۲۴ ۞آیا میتوان صیغه عقد را از پشت خط تلفن خواند؟ (لیلا) پاسخ بله   سوال ۲۵ من تو کار خدماتی هستم چون همیشه سرویس بهداشتی پاک میکنم لباسم نجس میشه نمیخوام نمازم قضا بشه چیکار کنم(حسن ؛ز) پاسخ اگر احکام نجاسات و مطهرات را به طور کامل بلد هستید و از نجس شدن لباس خود اطمینان دارید می توانید همیشه یک دست لباس دیگر به همراه داشته باشید و در هنگام نماز لباس نجس را عوض کرده لباس پاک بپوشید.  

تعریف روش  

تعریف روش

در اینجا، روش در مقابل واژه لاتینی «متد» به کار رفته است، و واژة متد در فرهنگ فارسی «معین» و فرهنگ انگلیسی به فارسی «آریانپور» به: روش، شیوه، راه، طریقه، طرز، و اسلوب معنی شده است. بطور کلی «راه انجام دادن هر کاری» را روش گویند. روش تدریس نیز راه منظم، باقاعده و منطقی ارائة درس می باشد.

تعریف فن

واژه «فن» که معادل واژة «تکنیک» به کار رفته است، در زبان فارسی به راه، روش، شیوه، مهارت و صنعت معنی شده است. همچنین، فن به معنی «راه به کارگیری مهارت های اساسی یا روش انجام ماهرانة کاری» تعریف شده است.

تقسیم بندی روش های تدریس

روش های تدریس به دو دسته کلی تقسیم می شوند، روش هایی که در گذشته بسیار دور به کار می رفته اند «روش های تاریخی» و روش هایی که متکی بر یافته های روان شناسی و علوم تربیتی جدید می باشند، «روش های نوین» نامیده می شوند.

الف- روش های تاریخی

از میان روش های تاریخی، دو روش بیش از سایر روش ها در ایران شهرت دارند: یکی روش سقراطی و دیگری روش مکتبی.

روش سقراطی

سقراط، فیلسوف شهیر یونانی که در فاصلة سال های 470 - 377 قبل از میلاد مسیح می زیست، روش ویژه ای را برای اثبات سهو و خطا و رفع شبهه از اذهان به کار می برد. وی به وسیلة سؤال و جواب و مجادله، پس از آنکه خطای مخاطب را مشخص می کرد، تا رسیدن به کشف حقیقت، به همان ترتیب، مکالمه و پرسش و پاسخ را دنبال می کرد.

در روش سقراطی، معلم صحبت نمی کند؛ سؤال می کند و شاگردان سخن می گویند. اما سؤال ها بگونه ای تنظیم و مطرح می شوند که شاگرد را از جهل خویش نسبت به موضوع آگاه می گردانند و اندیشة او را برای دستیابی به حقیقت، ژرفا می بخشند. روش سقراط از چند ویژگی برخوردار است:

1. نخستین هدف سقراط، کنکاش دربارة مسئله موردنظر بود. سقراط به آموختن حقایق ویژه و مسائل جزیی کمتر اهمیت می داد؛ زیرا قصدش این بود که مهارت شاگردان برای کشف حقایق پرورش یابد.

2. همانطور که اشاره شد، در روش سقراطی، نقش معلم عمدتاً شامل پرسیدن و نقش شاگرد این بود که در سازمان دهی و بکارگیری دانش و تجربة گذشته خود برای پاسخ به سؤال ها بود.

3. روش سقراط نه تنها روش جدلی(دیالکتیک) و شامل کنش متقابل بین شاگرد و معلم بود، بلکه استقرایی نیز بود؛ یعنی از جزئیات به کلیات می رسید.

تحلیلگران، روش سقراطی را تا حدودی به روش های روانکاوی عصر حاضر تشبیه کرده اند. سقراط معمولاً بحث خود را با یک سؤال عادی دربارة مفاهیمی از قبیل شهامت، عدالت، پرهیزگاری، تقوا و غیره آغاز می کرد و به تدریج به شاگردان می فهماند که درست در نقطه ای که آنها بیش از حد خود را دانا می پنداشتند، جاهل و نادان بودند. شاگردانش در آغاز بحث از سقراط می رنجیدند، اما بعد از خویشتن شرمسار می گشتند. اما پس از اینکه خشم درونی آنها فرو می نشست، برای خودکاوی آماده می شدند. پاره ای از صاحبنظران بر این باورند که روش سقراط، روش تدریس نیست بلکه روشی اکتشافی است. سقراط در روش خود، هدف های آموزشی ویژه ای برای شاگردان خود در نظر نداشت؛ بلکه می خواست آنان، کاوشگران خوبی تربیت شوند.

ده است:

آزادی ها

مکتب که فلسفة آن باسواد شدن است، یک نوع نظام آموزش ابتدایی مبتنی بر آزادی است. این آزادی با نظام زندگی روستایی و کشاورزی کاملاً سازگار است و با واقعیت های زندگی اجتماعی و شرایط خاص زندگی مردم آن عصر انطباق کامل دارد. آزادی عمل در مکتبخانه ها را در مقوله های آزادی سِنی، آزادی در شروع، آزادی در مدت تحصیل و آزادی فردی می توان طبقه بندی کرد.

آزادی سِنی

با وجود اینکه مکتب به کودکان گروه سنی 6 تا 10 ساله تعلق دارد هر فرد با توجه به شرایط خاص زندگی فردی، خانوادگی و شغلی می تواند زمان آغاز تحصیلات ابتدایی خود را آزادانه انتخاب نماید.

آزادی شروع

کودک در هر فصل و زمانی از سال، حتی هر ماه یا روز و هر ساعت که می تواند، در مکتب را به روی خود باز می یابد.

آزادی مدت تحصیل

این آزادی را هم به او می دهدکه در هر مدتی که می تواند، درس ها را بیاموزد و دورة مکتب را تمام کند؛ منتهی هر چه زودتر، بهتر و افتخارآمیزتر.

اصل آزادی فردی

مکتب، برخلاف مدارس کنونی، برحسب هفته، ماه، فصل و سال، کلاسبندی و برنامه ریزی ثابت ندارد. هر شاگردی می تواند برحسب زمانی که شروع کرده است و استعدادی که در فراگیری دارد، آهنگ پیشرفت درسی خود را تنظیم کند. به اینگونه، هر فرد در عین حال که در جمع است، خود استقلال دارد. البته، اکثریت شاگردان درس مشترکی دارند، ولی افراد استثنایی که قدیمی ترند، دیرتر آمده اند، بااستعدادترند، کم هوش ترند؛ یا با معلومات بیشتری که در خارج فرا گرفته اند؛ و یا اساساً جزء کودکان معلول ذهنی و جسمی به حساب می آیند، در حاشیة جمع و با برنامه ای فردی کار می کنند.

خلیفه

وضع خاص پذیرش آزاد شاگرد، اختلاف سطح شاگردان، تنوع درس ها، اختلاف سن معلم مکتب و نوآموز، نیاز بیشتر کودکان به سرپرستی، کمک، پاسخ به سؤالات، رسیدگی به تازه واردین و سایر مسائل، وجود مقامی را به نام «خلیفه» ایجاب می کند، خلیفه دستیاری است که از میان شاگردان انتخاب می شود تا در کلیه امور به معلم و همکلاسان خود یاری رساند.

درس ها

درس های مکتب بر اساس دو پایة اصلی مذهب و فرهنگ انتخاب می شود. قرآن، به عنوان سنگ زیربنای معنویت در ایران، کتاب اصلی تعلیم مکتب است.

پس از آن کتاب های گلستان سعدی، دیوان حافظ در منابع فارسی و کتاب معراج السعاده ملااحمد نراقی در اخلاق تدریس می شود.

روش های نوین

در این قسمت، به معرفی روش های جدید می پردازیم. گرچه ممکن است برخی از این روش ها، مانند روش سخنرانی، سابقة تاریخی داشته باشند، اما از آنجا که هنوز در اغلب نظام های جهانی آموزش و پرورش متداول هستند و با روش های کاملاً جدید درهم آمیخته اند، جزء روش های نوین به حساب می آیند.

روش توضیحی

روش توضیحی عبارت است از انتقال مستقیم اطلاعات به دانشجویان با استفاده از مطالب چاپی (کتاب و جزوه) و یا بوسیله سخنرانی. در این روش، معلم مطالب درسی کتاب، جزوه و یا غیره را برای دانشجویان توضیح می دهد. در روش توضیحی، معلم هم اصول و هم راه حل مسائل را ارائه می کند و تمام مطالبی را که باید آموخته شود، به دانشجویان عرضه می دارد. برخلاف روش اکتشافی، در روش توضیحی، معلم از دانشجویان نمی خواهد که بطور مستقل حقایق را کشف کند. کتاب های درسی معمولاً به شیوة توضیحی نوشته می شوند. سخنرانی های که در سالن های اجتماعات ایراد می شود، نمونه ای از روش توضیحی است. امروزه چون از ترکیب روش های مختلف استفاده می شود، نمی توان نمونة کاملی از روش توضیحی ارائه داد.

ار جمله محاسن روشن توضیحی این است که می توان مجموعة کاملی از حقایق، اصول، و مفاهیم را به شیوه ای منسجم به دانشجویان آموخت. به عبارت دیگر، این روش فرصت مناسبی در اختیار دانشجویان قرار می دهد تا اطلاعات منظم و سازمان یافته ای را از معلم دریافت کند؛ کاری که از عهدة فرد کم اطلاع و کم تجربه ای مانند دانشجو ساخته نیست. محدودیت این روش آن است که دانشجو مطالب را حاضر و آماده دریافت می کند و در کشف حقایق، فعال نیست. همچنین ناچار است مطالبی را به وی عرضه می شود، به زور تکرار، حفظ کند.

مهارت توضیح

معلم به این منظور مطالب و مشکلات درسی را برای دانشجویان توضیح می دهد که نکات مبهم و مشکل درس، بهتر تفهیم شوند.